{"componentChunkName":"component---src-templates-verse-by-verse-template-tsx","path":"/51/29","result":{"pageContext":{"data":"{\"languageCode\":\"fa\",\"chapterNumber\":51,\"verseNumber\":29,\"verses\":[{\"translationCode\":\"fa-ansarian\",\"translator\":\"Hussain Ansarian\",\"translationName\":\"انصاریان\",\"text\":\"در این میان همسرش [که مژده را شنیده بود] با فریادی [از روی تعجب] در حالی که به چهره اش زد سر رسید و گفت: پیرزنی نازا [و فرزند؟!]\"},{\"translationCode\":\"fa-ayati\",\"translator\":\"AbdolMohammad Ayati\",\"translationName\":\"آیتی\",\"text\":\"و زنش فريادزنان آمد و بر روى زد و گفت: من پير زالى نازايم.\"},{\"translationCode\":\"fa-bahrampour\",\"translator\":\"Abolfazl Bahrampour\",\"translationName\":\"بهرام پور\",\"text\":\"و زنش فريادكنان سر رسيد و بر صورت خود زد و گفت: زنى پير نازا [چگونه بزايد]\"},{\"translationCode\":\"fa-fooladvand\",\"translator\":\"Mohammad Mahdi Fooladvand\",\"translationName\":\"فولادوند\",\"text\":\"و زنش با فريادى [از شگفتى‌] سر رسيد و بر چهره خود زد و گفت: «زنى پير نازا [چگونه بزايد]؟»\"},{\"translationCode\":\"fa-ghomshei\",\"translator\":\"Mahdi Elahi Ghomshei\",\"translationName\":\"الهی قمشه‌ای\",\"text\":\"در آن حال زن ابراهیم (ساره) با فریاد شادمانی روی به آنها آورد و (از شوق) سیلی به صورت زد و گفت: (ای عجب) من زنی پیر و نازا هستم (چگونه پسری توانم زایید).\"},{\"translationCode\":\"fa-khorramdel\",\"translator\":\"Mostafa Khorramdel\",\"translationName\":\"خرمدل\",\"text\":\"همسرش جلو آمد، در حالی که (از تعجّب) فریاد می‌کشید و به صورت خود می‌زد و می‌گفت: من پیرزنی نازا هستم (مگر می‌شود در این سنّ و سال بزایم و فرزندی به دنیا بیاورم؟!). \"},{\"translationCode\":\"fa-khorramshahi\",\"translator\":\"Baha'oddin Khorramshahi\",\"translationName\":\"خرمشاهی\",\"text\":\"آنگاه زنش با آوایی [بلند] رو به او آورد و بر چهره‌اش چک زد و گفت [چگونه فرزند بزایم که من‌] پیرزنی سترون هستم‌\"},{\"translationCode\":\"fa-makarem\",\"translator\":\"Naser Makarem Shirazi\",\"translationName\":\"مکارم شیرازی\",\"text\":\"در این هنگام همسرش جلو آمد در حالی که (از خوشحالی و تعجّب) فریاد می‌کشید به صورت خود زد و گفت: «(آیا پسری خواهم آورد در حالی که) پیرزنی نازا هستم؟!»\"},{\"translationCode\":\"fa-moezzi\",\"translator\":\"Mohammad Kazem Moezzi\",\"translationName\":\"معزی\",\"text\":\"پس روی آورد زنش با فریاد پس سیلی نواخت به چهره خویش و گفت پیرزنی نازا\"},{\"translationCode\":\"fa-mojtabavi\",\"translator\":\"Sayyed Jalaloddin Mojtabavi\",\"translationName\":\"مجتبوی\",\"text\":\"پس زنش- ساره- فريادكنان پيش آمد و بر روى خود زد و گفت: پيرزنى نازا [چگونه بزايد و پسرى آورد]؟!\"},{\"translationCode\":\"fa-sadeqi\",\"translator\":\"Mohammad Sadeqi Tehrani\",\"translationName\":\"صادقی تهرانی\",\"text\":\"پس زنش پریشان (و فریادزنان) پیش آمد. پس سیلی بر چهره‌ی خود زد و گفت: «پیره‌زالی نازایم (چگونه بزایم)؟»\"}],\"textArabic\":\"فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ\"}"}},"staticQueryHashes":[]}